Friday, December 28, 2012

به آقای حبیب ا... عسکراولادی مسلمان




پیش از آغاز

1-       دیروز 7 دی ماه مهمان دوستی بودیم. در حین احوالپرسی دوستمان با نگرانی دست در جیب و کیفش کرد و گفت: ساعتی پیش برای زدن بنزین به پمپ بنزین رفته بوده و بنظرش آمده، کارت سوختش را در پمپ جاگذاشته است. نگران بود و با ناراحتی مطمئن شد که «کارت سوخت را در پمپ جا گذاشته است.»
از او خواستم بجای نگرانی به پمپ بنزین برویم و اطمینان دادم همه شهروندان هنوز "دکتر احمدی نژادی" نشده اند و کارت را پیدا خواهیم کرد. با بی حوصله گی پاسخ داد «مرد حسابی اینروزها کی کارت جا مانده را به صاحبش برمی گرداند»؟
به اصرار من به پمپ بنزین مراجعه کردیم. دوستم را برای پیدا کردن جای پارک - در آن نزدیکی - جلوی پمپ بنزین پیاده کردم.
با دقیقه ای تاخیر ناشی از پارک ماشین، به اتاق مدیریت پمپ بنزین رفتم و به جمعی چند نفره از مردان کار و آبرو پیوستم. در این فاصله دوستم به کارتی که جا گذاشته بود رسیده بود و به محض ورود به من گفت: هنوز انسان های خوب پیدا می شوند و کارت را به من دادند.
خواستم از مدیری که پشت میز نشسته بود تشکر کنم. بطرف میز رفتم و با فردی مسن و محترم روبرو شدم. یک لحظه از این همه شباهت ایشان با آقای حبیب ا... عسکراولادی مسلمان جا خوردم! سلام و تشکر کردم و خارج شدیم.
2-       دیروز 7 دی ماه در مصاحبه ای با خبرنگاران آقای عسکراولادی در خصوص مهدی کروبی و میرحسین موسوی اظهار نظر معتدلی داشتند و شهادت داده اند که «وصلهء پاره کردن عکس به آقایان نمی چسبد». شب که این خبر را می خواندم یاد مدیری که پشت میز در پمپ بنزین دیده بودم افتادم و حیران ماندم از شباهت قابل توجه ایشان به آقای عسکراولادی!

مقدمه:
ما در یک جامعهء سنتی بزرگ شده ایم. هرچند مواضع سیاسی مشابهی با آقای عسکراولادی مسلمان نداشته ام و همواره در رقابت های سیاسی و انتخابی به جناح مقابل ایشان رای داده ام. ولی به عنوان یک جریانِ رقیب به سوابق سیاسی ایشان همواره احترام گذاشته ام. ایشان را نمایندهء سیاسی بازار سنتی می دانم و حق مطالبهء مواضع سیاسیِ جریانی را که ایشان آن را نمایندگی می کردند را همیشه محترم می دانستم.
در مصاحبه ای که در مورد آن می نویسم. نکتهء جالبی دیدم که قبلاً – شاید به دلیل گرفتاری های روزمره – زیاد مورد توجه من قرار نگرفته بود. اینکه آقای عسکراولادی در واقع با واگذاری دبیری تشکیلات موتلفه عملاً دوران بازنشستگی "سیاسی" خود را می گذرانند.( این نکته را در جواب سئوالی که در خصوص حصر موسوی و کروبی تاکید کرده بودند دیدم. آنجائی که با متانت بیان کرده اند که «مرا وارد سیاست نکنید».)
حال این یادداشت را خطاب به ایشان و با یک درخواست ساده ادامه می دهم.

آقای عسکراولادی مسلمان!

ما در ایران هر نوع گران فروشی و احتکار از هم میهنان در بازار سنتی دیده ایم؛ ولی دزدی؟ نه!

تعصبات و سختگیری های ایدئولوژیک دیده ایم؛ ولی حقه بازی و دغل بویژه ارتباط با جن و اجنه؟ نه!

به همین دو دلیل که به درستی آنها اعتقاد دارم و با توجه به بازنشستگی سیاسی شما که می تواند سرکار را از اتهام وابستگی به غرب، جورج سورس و کودتای نرم مبری نگهدارد. تقاضا دارم که: «اطلاعات شخصی و صنفی خود را در خصوص "دزدی" آرای مردم در انتخابات سال 88، به محضر مردم ایران – برای نجات کشور و به هر نحوی که خود صلاح می دانید –  اعلام بفرمایید».

این قلم شاید اعتقادات و جهان بینی مشابه با شما نداشته باشد. ولی یقین دارد که قدرت و منسبی که با نجس کردن صفحات کتابِ مقدس دینی بدست آمده باشد، برای شما مقدس نیست.

حال که نزدیک ترین دوستانِ مومن و متعصب شما هم – در حد برخی از امام جمعه ها -  اینروزها متوجه شده اند که تیم دعانویس و در خدمتِ اجنه چه بلائی بر سر آرزوهای آنها آورده است؛ «دادن اطلاعاتِ "دزدی" آرای مردم – حداقل – در انتخابات سال 88»، به عنوان سند "استواری" بر اصول اعتقادی شما و مردانی در سن و سال شما ارزیابی خواهد شد و می تواند  دامن شما را از نجاست، دروغ و دغلِ تیم "هالهء نورِ تقلبی" پاک و منزه بنماید!

جناب!

شما را با این درخواست و تاکید بر وجود امکانِ نجاتِ دنیا و آخرتِ دوستانتان! به خدایی که به آن اعتقاد دارید، می سپارم. فقط به خاطر داشته باشید که قبل از اینکه خیلی دیر شود؛

«با اعلام مستندات دزدی آرای مردم! می توان از موسوی و کروبی حلالیت خواست و بعلاوه «حفظ نظم و نظام مملکت را تا برگزاری انتخاباتی سالم که در آیندهء نزدیک برای اصلاح امور می بایستی انجام گیرد» را از دولتی که میرحسین موسوی برای یک دورهء شش ماهه می تواند تشکیل دهد، درخواست کرد»! 

Wednesday, December 26, 2012

با «تخم مرغ دانه ای 2000 تومان ( +/- 20%) در اردیبهشت»، پیدا کنید «پرتقال فروش را»؟






یادداشتِ «قدرت تخریب نقدینگی» در 18 دی ماه سال 1390 در سایت رسمی دکتر مهدی خزعلی منتشر شد. امروز که 2 دی ماه 1391 است؛ دیگر کمتر کسی است که به اهمیت «قدرت تخریب نقدینگی» واقف نباشد.

اگر فلاکتی که امروز اقتصاد ایران "دچار" آن شده است را در اثر سیاست های اقتصادی دولتِ منصوبِ آقای خامنه ای در 8 سال گذشته قبول داشته باشیم.

-          حال که حدود شش ماه از شروع جدی "تحریم" های اقتصادی گذشته است؛
-          با توجه به اینکه اثرات سیاست های اقتصادی معمولاً با تاخیر خود را نشان می دهند؛
-          و اقتصاد نادانی در دوران "کاشتنِ باد" تحریم ها است؛
طوفان ویرانی های اقتصادی ناشی از «جمع جبریِ اپوزیسیون "فَشل" و رهبری فردی "مَشنگ" را در منگنهء "شامُرتی" های دولتی!» چه موقعی درو خواهیم کرد؟
*****
گوشت؟ ... کیلویی ... چند؟ ...انشاالله گربه است!

آری اینچنین است برادر! «ندانستن» درد مشترکی است که چپ و راست و بالا و پایین نمی شناسد



1-       نامهء قوهء قضائیه که محسنی اژه ای به آن استناد کرده و اشاره می کند که در 23 آبان و 28 آذر طی آن نامه (+) از دولت خواسته شده است. لیست بدهکاران بانکی که بیشتر از 10 میلیارد ریال به سیستم بانکی بدهکارند - در پیگیری تهدید های احمدی نژاد - را اعلام نماید. بیشتر به یک شوخی ساده شبیه است! چرا؟(حداقل برآورد از تعداد بدهکاران بالای 10 میلیارد ریال می تواند 10 هزار پرونده باشد.)
اگر احمدی نژاد به لیستی 300 نفره اشاره دارد و تَصورِ دادستان کل این است که این 300 نفر را می توان بامعیار بدهکاران بیش از 10 میلیارد ریال پیدا کرد! فقط می توان صورت مسئله را با این سئوال خاتمه داد. «محسنی اژه ای آدرس عوضی نمی دهد؟»

2-       یادداشت مجتبی واحدی «پرونده رسواساز خامنه ای دردست گماشته او» در خصوص اینکه ایشان حدس می زنند که احمدی نژاد باید به اسنادی در خصوص خلاف های اخلاقی خامنه ای دست یافته باشد وگرنه موضوعات سیاسی و اقتصادی و انحرافات در این موضوعات "قابل" آقا را ندارند تا باعث نگرانی شوند هم ما را به همان سئوال قبلی راهنمایی می کند! «مجتبی آدرس را عوضی نگرفته؟»
3-       وقتی عطاالله مهاجرانی وزیر آقای خاتمی بعد از تحولات 88 در یادداشتی به "دست پاکی" خامنه ای اشاره کرد و اصرار داشت که موضوعات مالی را محل انحراف خامنه ای نمی داند. نمی توان نتیجه گرفت که «ندانستن! اصول گرا، اصلاح طلب و یا انقلابی نمی شناسد؟»
وقتی این سه گزارهء بالا را که کنار هم میگذارم. فرازی بر یادداشت «شاه دزد» رخ می نماید:

« دزدی بدون زحمتِ زیادِ 400 میلیارد دلار در 7 سال را اگر  "شاه دزدی" ندانیم، واقعاً نهایت بی انصافی است. صاحب نظران اقتصادی در اولین فرصت وبا وزیدن نسیم "سبز آزادی" در ایران آرزومند. دلایل کافی به ما ارائه خواهند داد که تاکنون دزدی به این بزرگی و به این آشکاری در تاریخ بشر  "مانند" نداشته است.
نویسندهء این مطلب اولاً آگاه است که هیچکدام از خوانندگان این یادداشت تصویر ذهنی روشنی از "مقدار" این میزان پول دزدی شده ندارند. ولی یقین دارد که هیچ یک از خوانندگان این مطلب "فلاکتی" را هم که در زندگی خود و اطرافیانشان در 7 سال گذشته اتفاق افتاده – در ضمن اینکه با گوشت و پوست و استخوان لمس می کنند – هنوز هضم و باور نکرده اند.
نوک قلهء فلاکت های اجتماعی، اعتیاد، بیکاری، فقر، فحشا، اختلافات خانوادگی بر سر مسائل جرئی مالی و آبشاری از چک های برگشتی در سیستم معاملاتی در بازار ایران هنوز از نقطه نظر ذهن ساده معادل با "خصلت های فردی نانجیب" شناخته می شود و ایرانی جماعت در زندگی شخصی خود از این همه بی مبالاتیِ بغل دستی که باعث شده "او" در منجلابی از "فلاکت" در غلطد حیران است. تا روزی که نوبت به خودش برسد.
تازه در این موقع است که متوجه می شود. آن چیزی که قاموسِ زندگی او را – همان سان که تا دیروز زندگی برادرش را – در هم می کوبد. حرص بدست آوردن "پوستینی" بر آب روان نبوده، بلکه این "پوستین" است که او را رها نمی کند!
من در این مقال و با ذکر واقعیت های ذکر شده در بالا فقط در نظر داشتم فرصتی برای آشنایی با "فلاکتی" که بر جامعه ایرانی رفته و در حال وقوع هست را فراهم نمایم. لیکن موضوع این یادداشت روشن کردن پروژکتور بر اتفاقات سیاسی روز است که در محفل مافیای حاکم بر ایران در حال وقوع است.»

درد کمی نیست! ولی باید قبول کنیم که «نداشتن درک عملی از بار مفهومی اعداد» نقطهء کورِ فهم اقتصادی "ملی" ما است. نقظه ای که باعث می شود مامور خرید دولتی از هول حلیم در دیگ بیافتد و «نخ بخیه با قیمت واحد 2 دلار را از فروشندهء خارجی  - به شرط اینکه فاکتور بشود 12 دلار و البته 10% کمیسیون مامور خرید را هم در آن منظور کرده باشند - بخرد!؟» 
-          پول شوئی های اخیر مسئولین،
-          کانتینر های دلار که روی دریا و توسط دزدان دریائی سومالیائی دزدیده شدند،
-          فروش گاز به ترکیه و دریافت طلا به عنوان بهای کالایِ فروخته شده و انتقال مبلغ معامله به صورت پکیج های 50 کیلوئی طلا توسط مامورین مسافر شده به مقاصد مصرف بعدی،
-          و 18 میلیارد دلار پول و طلائی که بعد از انتخابات 88 توسط مرزداران ترکیه ای توقیف شد و به عنوان پشتوانه در بانک مرکزی ترکیه "گماشته" شده است؛
همگی نشان از این دارد که مُصلح و خائن در این مملکت حداقلِ ریاضیات و علم اقتصادِ زندگی شهروندی را نمی داند. منافع حداقلی خود و باندش را نمی فهمد و دریغ از اینکه "پز عالمانه" هم می گیرد.

پی نوشت:
- در خبر ها آمده است که چین و هند که بنا به مجوز تحریم کنندگانِ حاکمان اسلامی ایران - بطور هوشمند - اجازه دارند، در تهاتر با "غذا" و "کالا" از ایران نفت بخرند؛ اخیراً تقاضای تخفیف بیشتر در معامله با ایران را دارند! و این نکته ناشی از گران تمام شدنِ معاملهء تهاتری - در دورانِ معاملات مدرن در اقتصادِ روز در جهان - است!(ضرورتی نمی بینم در این خصوص توضیح بیشتری بدهم! فقط اینکه این درخواست، دلیل اقتصادیِ مبرهن دارد! حتی اگر ندانستن ما اجازه نمی دهد که علت آنرا بدانیم!) 
 - به این گزاره که از سایت رسمی علی لاریجانی نقل می شود و در تاریخ 22 آذر منتشر شده است، توجه داشته باشیم. تا امروز 6 دی ماه 14 روز وقت وجود داشته که اشتباه آن رفع شود ولی هنوز اقدام نشده:
«رئیس مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: واردات کشور از 30 هزار میلیارد دلار امروز تا 80 هزار میلیارد هم رسیده و ما حتی سالانه در حدود 80 میلیون دلار چوب بستنی از آلمان وارد می کنیم.»(تصویر صفحه را نگهداشتم و اینجا می توانید صفحه را ببینید.) - نکته را به ارزیابی خواننده می گذارم!

Tuesday, December 25, 2012

تهیج افکار عمومی، ترساندن خامنه ای و پنهان کردن خبرهای واقعی/ فرقه «مصباحیه» ترسیده، ولی به کهنه افکارِ "مصباح" امیدوارند! برنامه بعدی چیست؟




مصباح در پیشواز 9 دی تاکتیک های کهنه شدهء تهیج افکار عمومی، تهدید خامنه ای و سرِکار گذاشتن افکار عمومی را دوباره کلید زده است. خبرهای تولید شده توسط «مصباحیه» که ارزش خبری واقعی همهء آنها در جمع جبری مساوی صفر هست را به اختصار در گزاره های امروز ببینیم:

-          مصباح : «فکر می کنند انتخاب کردن "حق مردم" است.»، «حذف ولایت فقیه برنامه مخالفین است.»
-          الهام: «خامنه ای از سقوط احمدی نژاد جلوگیری کرد.»، «گفتمان رهبری به گفتمان ما نزدیک تر است.»
-          احمدی مقدم: «خامنه ای گفت برخورد با 40 نفر با شما ، برخورد با موسوی و کروبی با من.»
-          احمدی مقدم: «کتک زدن در بازجویی انجام می شود. بعد از آن نه.»
-          احمدی نژاد در اهواز: «کسی نمی تواند با سرکوب مردم به حکومت ادامه بدهد.»
-          محسنی اژه ای: «از رئیس جمهور خواسته ایم لیست 300 نفر را بدهند.»
در میان خبرهای تولید شدهء «مصباحیه» خبر محسنی اژه ای با تاکید بر اینکه از رئیس جمهور خواسته ایم «بدهکاران بالای یک میلیارد تومان را معرفی بکنند» جالبترین خبر از این دسته خبرهاست. چراکه در لفافه فعالین اقتصادی مستقل را "تهدید" می کند.(توضیح اضافه اینکه در زمان سلطنت پهلوی امکان تهیهء بدهکاران بالای 50 میلیون تومانی مقدور نبود، در شروع دولت نهم حمله به فعالین اقتصادی و سرکوب آنها با لیست کردنِ وام های 500 میلیون تومانی شروع شد.) ایشان چوب 300 نفر – که حداقل بدهی هر یک از آنها به سیستم بانکی بالای 100 میلیارد تومان است – را طوری بلند کرده اند که همهء فعالین اقتصادی (با بدهی بانکی بالای یک میلیارد تومان و فعالیتِ سالم اقتصادی) را هم بترساند!

خبر واقعی که امروز «مصباحیه» سعی کرد پنهان نگهدارد، اثرات تورمی "توهماتِ" سخنرانی احمدی نژاد در صدا و سیمای میلی بود. ("توهماتی" که بنظر احمد توکلی یعنی «بنزین 5000 تومان» و یا در بیان باهنر یعنی «نان سنگک 15000 تومان»!)

در روزهای آتی خبرهای تهیج کنندهء افکار عمومی از این جنس زیادتر خواهیم شنید و رسائی ها و کوچک زاده ها به خون خواهی ستار بهشتی ها بلند خواهند شد.

-          ایجاد "های و هوی" اضافی؛
-          آزار و تهدید فعالین اجتماعی، اقتصادی و سیاسی؛
-          ترساندن خامنه ای! و...
محورِ اصلی اقدامات تبلیغیِ تیم احمدی نژاد و تشکیلات مصباحیه خواهند بود.

و ... اما! نکته اینکه جامعهء مدنی نسبت به اقدامات این «بختک» که بر زندگی ایرانی خیمه زده است، کنشی هدفمند نشان میدهد. همان رفتار "سبزی" که تا امروز تعادل روحی و روانی آقایان را به بازی گرفته است! 

Monday, December 24, 2012

یک سئوال از نمایندگان مجلسِ انتصابی در آخرِ «جلسهء غیر علنی در مورد بودجهء 92» در روز سه شنبه(فردا): «شما در خانواده جوان ندارید»؟




1-       «جنبش سبز مردم ایران ضمن اینکه راه های بازگشت و اصلاح امور را برای هیچ شخصی بسته نمی داند، کلیهء خلاف های حکومتی در 34 سال گذشته را نیز در رصد داشته و در این خصوص هیچ نکتهء پنهانی در خصوص پرونده های زیر بغل احمدی نژاد نزد مردم وجود ندارد.»
2-       «معلومات روشنی در خصوص اقدامات تخریبی تیم احمدی نژاد نزد دانشمندان جنبش سبز وجود دارد که امکان ادامهء حکومت فعلی را عملاً غیر مقدور کرده و هنوز ابعاد آن توسط رهبری فردی خامنه ای و همراهان ایشان شناخته نشده است.»
با توجه به دو گزارهء بالا و تاکید بر مطالبهء اصلاح امور مملکتی با مسالمت آمیزترین راه های ممکن و تاکید بر اینکه:

-          اعلام عدم کفایتِ احمدی نژاد و سلبِ فوریِ قدرت از دولتِ کودتایِ شخصِ خامنه ای که نظرشان به نظر ایشان نزدیک تر بود. برای حل مشکلات و فلاکتی که بر سر کشور آمده است، به هیچ وجه کافی نیست.
-          بلکه پایان دادن به حصر رئیس جمهور منتخب انتخابات 88 و یاران ایشان! و آزادی فوری و بلاشرط مصلحین اجتماعی از زندان ها - که حتی کوچکترین نافرمانی مدنی نیز در پرونده های آنان وجود ندارد – و تنها اتهام آنها «بیان واقعیت های سرکوب نهادهای کار و ادارهء ساده ترین امور کشوری – حتی سپاه -  توسط نادانی و توهماتِ احمدی نژادی و توطئهء "مصباحیه" بوده است»، پایهء دوم آن است!
با سئوالِ خانواده و فرزندان جوان نمایندگان انتصابی خامنه ای در مجلس فعلی همراه هستیم که: «چگونه می توانید حداقل های حق حیات آبرومندانهء شهروندان و حتی اعضاء خانوادهء خود را با تحمل اثرات "بختکی" بنام احمدی نژاد و تشکیلاتِ مخوفِ مصباحیه نادیده بگیرید»؟

دوشنبه 4 دی ماه 1391

در این موضوع، مطالعهء یادداشت های ذیل توصیه می شود:

Saturday, December 22, 2012

مژدهء احمدی نژاد به «لشکر بیکاران»: «مابه التفاوت نرخ رسمی ارز و نرخ بازار آزاد را بین مردم تقسیم خواهیم کرد» - کدام «مردم»؟

داروغهء ناتینگهام: مابه التفاوت نرخ ارز را از مصرف کنندگانِ دارو، کالا و خدمات می گیریم و به «برادران با بصیرت» می دهیم!

مردم از دیدگاه احمدی نژاد حداقل بر دو دسته قابل تقسیم هستند:

-          آنها که به هر دلیل – حتی بیماری لاعلاج و یا تولید کننده بودنِ نیازهای مردم – مصرف کنندهء ارز هستند. (اینها مجبورند دلار را به قیمت آزاد از دلالیِ دولتِ وصرافی های دولتِ احمدی نژاد تهیه کنند.)
-          آنها که قابلیت "هواداری" از برنامه های دولت را دارند – حتی اگر در تولید ارزش های اقتصادی هیچ نقشی نداشته باشند -. (گروه فراگیر بسیجی و لشکر بیکاران که دولت احمدی نژاد از آنها به عنوان پیاده نظام استفاده می کند.)
به همین دلیل ساده است که ایشان در سخنرانی شنبه شب در صدا و سیمای "میلی" به راحتی می گوید: «ما به التفاوت نرخ رسمی ارز و نرخ بازار آزاد را بین مردم تقسیم خواهیم کرد». (نقل به معنی)

برای این "معجزهء" هزاره سوم «بخش واقعی و موتور تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در طبقه بندی های اجتماعی که "قدری" بیشتر از مصرف خود و خانواده هایشان به تولید کالا و خدمات می پردازند». یا اصلاً شمرده نمی شوند و یا اینکه مطابق تحلیل "معجزه!":
«بهتر است  آب های جاری کشور را بی خودی برای تولید محصولات کشاورزی استفاده نکرده و بروند در خانه هایشان بنشینند». - دولت منصوب رهبری "آبها" را «در بطری کرده و می فروشد و دلارهای بدست آمده را در بازار آزاد میفروشد – و پس از کسر "کمیسیون" - به دِرخانه ها "لشکر بیکاران" تحویل می دهد»!(اینجا ببینید)

در این بیانات مشعشع، "جوهرِ" حکومت 8 سال اخیر و محصولِ عقلِ "رهبری فردی" جمع شده؛ زهرِ مارِ خطرناکی که می تواند حتی آیندهء فرزندان ما را هم تهدید کند.

به این دلقک بازی و «رهبری فردی»! مردم خودشان یاید جواب لازم را بدهند. «هرکس که خودش می داند ارزش کالا و خدماتی که به جامعه ارائه می دهد از مصرف خود و خانواده اش بیشتر است». آنها بازندهء اصلی این کارزارِ پر هزینه برای زندگی شهروندی هستند! (حداقل 80% اعضای جامعه چنین زندگی می کنند.)  

توجیه اقتصادی احمدی نژادی که «هرکس به لشکر بیکاران به پیوندد و بدون کار و فعالیتِ مفید، یارانهء دولتی دریافت کند، در رقابت اقتصادی – کار نکرده و یارانهء گرفته – در تراز نهائی برنده است. نقض عرضِ زندگی شهروندی و نشانهء سرکوبِ حقِ سرافرازی، کرامت انسانی و حق حیات است!»

Friday, December 21, 2012

حمله به هاشمی بهانه است! "نطق" رسائی در مجلس برای خراب کردن پل های پشت سرِ خامنه ای ! چرا تشکیلات «مصباحیه» ترسیده اند؟




نطق رسائی و موضوعات مدل "بگم بگم" تیم همراه ایشان که با دلسوزی برای "ستار بهشتی" همراه می شود. مبین ترسِ تیم مصباح و «مصباحیه» از پاسخگویی به مردم است. در تحلیلی در 20 آبان در این خصوص به پیش بینی تحولات پیش رو پرداختیم و از آن روز تا بحال:

-          سعیدی نمایده رهبری در سپاه در دو مورد(1)(2)
-          مصباح یزدی در یک مورد(3)
-          احمدی نژاد در موارد متعدد(4)
توپخانهء اتهامات خود را به سمت "سید علی خامنه ای" برگردانده اند و بیشترین فشار را برای ترساندن ایشان به کار می برند.

حال، با آزادی مهدی هاشمی در قبال وثیقه ملکی «آب در خوابگاه مورچگان افتاده» و نگرانی و ترس در اردوی «مصباحیه» اردو زده است و همچنان که انتظار می رفت « گرگ های هار شدهء شهوتِ قدرت و ثروت زنجیر پاره کرده اند و خدا را هم بنده نیستند.» (نقل از تحلیل وضعیت روحانیت)

باید توجه داشت که حملات به هاشمی در این مرحله بهانه است. «هدف مصباحیه شخص خامنه ای است» و آن ها برای خراب کردن پل های پشت سر ایشان «برای استفاده به عنوان خاک ریز» به هر کار دیگری هم که بتوانند دست خواهند زد!

***** 

مطالعه یادداشت های مربوط به این تحلیل توصیه می شود.