Saturday, December 15, 2012

کاغذِ " ننوشته ئی" برای تو، من و ما – گزارشی از تولد یک فکر



«ایدهء دولت مجازی اولین بار پس از انتشار یادداشت «با استیصال حاکمان در ایران چه بایدکرد؟»  مطرح شد

فرض کنیم:«بحران مشروعیت و درگیری جریان های سیاسی که حاکمیت امروز در ایران را به صورت قبیله های ملوک الطوائفی در اختیار دارند - در این فضای ترس و نادانی که بر آنها مستولی شده است - به مثابه نظریهء «یک غریق می تواند حتی 50 نفر را قبل از غرق شدن به زیر آب بکشد.» عمل نماید! و با "خودزنی" که در اثرِ فسادِ سیستمی شدهء اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی در حال اتفاق افتادن هست، قدرت و جناح های حاکم خود را از اعمال قدرت در جامعه ساقط کردند.» (بعداً این فرض به یقین تبدیل شد) 
چه باید کرد؟

از پیش نیازهای طرح ایدهء دولت مجازی، بررسیِ احتمالِ عملی بودن آن بود که  در این خصوص، بهترین نمونهء موجود «سفارتخانهء مجازی دولت آمریکا برای جامعهء ایرانی» است.

براین باورم که در دنیای به شدت کوچک شدهء دهکدهء جهانی، تشکیل دولت مجازی که بتواند بدون تعصبات سیاسی و حزبی و گروهی – همان! قبیله های جدا از هم – روح کلام شهروندان ایرانی را به هم پیوند بزند و به پژواک صدایی بیانجامد که ما را حول اهداف مشترک و در یک سازمان "اندیشه بنیان" گرد هم بیآورد، موجود است.

یک فضای فرضی مجازی که در آن انسانها مستقل از محلِ بدنیا آمدن و تعلقاتِ خاطرِ فرهنگی، قومی و سیاسی در خصوص برنامه های پیشنهادی خود به مجادله بنشینند. سانسوری اعمال نشود و همهء حرف هائی که زده می شود، شنیده شود! فضای دل انگیزی است.

«اگر دنیای متمدن برای "تئوری بازی ها" جایزهء نوبل تخصیص می دهد. چه باک که شکل گیری این "دولت مجازی" حداقل در شروعِ کار یک "بازی" ارزیابی شود!»

از امکانات موجود، فیس بوک بهترین گزینه است. صفحهء سفیدی در فیس بوک باز شد. سفیدِ سفید!

اگر توانسته باشم حداقل "شما" - خواننده - را برای طرح نظر، فکر و رویاهایتان در مورد «بررسی امکان شکل گیری یک دولت مجازی» برانگیزم! وظیفهء ایده آفرینی به جا آمده و... الباقی حاصلی خواهد بود که از هم اندیشی در آن فضای مجازی بدست می آید.

***** 
توضیح اینکه : دو قاعدهء حداقلی را در فضای مجازیِ دولت مجازی رعایت خواهیم کرد!

-          اول اینکه نیازی به مشارکت با نام حقیقی وجود ندارد! – هرچند محدودیتی هم نیست - ؛
-          دوم اینکه به دنبال ارتباط حقیقی با اشخاص حقیقی در این صفحه نخواهیم بود؛

تنها صداست که می ماند!

و... این بود گزارشی از تولد یک "فکر"! «چه قبول افتد و چه در نظر آید!»

شنبه 25 آذرماه 1391

پی نوشت:
ایدهء هر ایرانی یک دولت، نباید ایدهء جدیدی باشد! در واقع زندگی واقعی همین است و شهروندان در مسیر رفتارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود به مثابه "دولت های مستقل" عمل می کنند.
مشکل شاید در این نکته باشد که شخص این واقعیت را باور نداشته باشد و در زندگی روزمره منتظر باشد تا دیگران برای "دولت او" برنامه ارائه دهند.
بر این باورم که "دولت" های حکومت های فردیِ شهروندان از کمبود "برنامه" به شدت رنج می برند. - این همان کمبودی است که در شکل اجتماعی خود در فقدان برنامه های دولت مرکزی - ایرانی - هم خود را به شدت به رخ می کشد!

Wednesday, December 12, 2012

اسب “تروای” اقتصاد در پادگان های سپاه و فصل حساب کشی از اعتبارات دریافتی سپاه از دولت /علی لاریجانی بوی کباب شنیده اند



در بیانات علی لاریجانی در خصوص فعال شدن بیشتر قرارگاه خاتم در خصوص دعوت از سپاه برای باز کردن گره های اقتصادی هیچ نشانه ای از "هوشمندی" نمی توان سراغ گرفت!( اینجا بخوانید )

غلی لاریجانی هنوز متوجه نشده اند که تیم احمدی نژاد در فاز «حساب کشی اقتصادی» وارد شده و سربازان ایشان در حال خروج از اسبهای "تروائی" هستند که «می خواهند بدانند، حداقل 400 میلیارد دلار از درآمد های نفتی 8 سال اخیر که در اختیار "سپاه" و "بیت رهبری" قرار داده شده، کجا رفته است»!؟

این درست است که «احمدی نژاد با واگذاری میلیاردها دلار پروژه های عمرانی و بازرگانی به قرارگاه خاتم و سپاه؛ و با باز کردن میدان فعالیت های اقتصادی این نهاد - حتی در عرصهء بانکداری - در 10 سال اخیر "افسار" اداره سپاه را بطور کامل در اختیار داشته است»! ولی از این میزان هوشمندی برخوردار بوده که بداند، دارد اسب "تروای" اقتصاد را به داخل پادگان های سپاه نفوذ می دهد. - صد البته، این تاکتیک در خصوص "بیت خامنه ای" نیز به عنوان نهاد اصلی قدرت در ایران توسط تیم احمدی نژاد پیاده شده و امروز شاهد حضور  اسب "تروای" اقتصاد در "بیت" نیز هستیم -

لیکن تیم احمدی نژاد «گرفتن سواری مجانی – به خرج جیب مردم ایران – از این دو نهاد "نظامی" و "امنیتی" را در نظر داشت» و این پروژه را با موفقیت نبز به انجام رسانده است. این تیم می دانست که در دوران درآمدهای افسانه ای نفتی می تواند از این طریق "عنان اختیار" قدرت در ایران استبداد زده را دراختیار بگیرد و حتی «تضمین تداوم حضور در قدرت برای تیم خود را نیز در سالهای پس از ریاست جمهوری 8 سالهء احمدی نژاد را نیز تامین نماید».

و اما...دعوت علی لاریجانی از سپاه و قرارگاه خاتم برای دخالت در رونق اقتصادی در شهر و روستاها را به هر دلیلی که صورت گرفته باشد. می توان به عنوان دریافت نمرهء قبولی در امتحان «فرضآنگی» ایشان منظور داشت!(فرضآنگی را اینجابخوانید)

ایشان هنوز هم متوجه نشده اند که سرداران میلیاردها دلاری سپاه و فرماندهان مستقر در "بیت" این روزها به دلداری و "سوراخ موش" با آدرس مطمئن نیاز دارند و در موقعیت حمایت از "کاندیداتوری" علی لاریجانی نیستند!
23 آذر 1391

پی نوشت:
یادداشت های ذیل می توانند به حلقهء نزدیکان خامنه ای - از جمله علی لاریجانی – این اطمینان را بدهند که جامعهء مدنی و جنبش و شبکه های سبز مردم و جوانان ایرانی همهء نا گفته های تیم احمدی نژاد را در "رصد" دارند و با دادن امتیازات ویژه به تیم احمدی نژاد «امنیت روحی و روانی مافیای فساد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در ایران امروز» قابل تامین نیست!

Tuesday, December 11, 2012

راس سپاه و تهدید خامنه ای با شورش گرسنگان - «قسمت اعظم اندامتان وقتی سر در برف کرده اید، نمایان است»، کسی این را به شما نگفته؟



سیستم حاکم بر ایران حداقل در 8 سال اخیر یک جریان کودتائی فاسد و یک دست است که با ابزار "گروگان گیری" به غارت و چپاول ثروت های ملی می پردازد. مولفه های قابل شناخت این سیستم در 6 مورد در یادداشت «بختک چیست؟» به روشنی شمارش شده و کمتر کسی است که با این مولفه ها آشنائی نداشته باشد.

 پرچم مبارزه با این جریان سیستمی فاسد مدت هاست که بدست رهبرانِ در "بند و حصر" و "مصلحین" اجتماعی در اهتزاز است و مردم ایران با مشعل دانائی و روشنگری که با هزینهء سنگین پیشروانشان برافروخته شده تمامی فعالیت های "گروگان گیران" را در رصد دارند.

داستان دلقک بازی های احمدی نژاد که به عنوان "محلل"، چند صباحی در خدمت تیم کودتا بوده نیز نزد افکار عمومی به عنوان «سیرک حاکمیت» شناخته شده و معرفی می شود.

نور روشنگری بر جای جای ایران تابیده و گفتمان انقلابی امروز ایران «صلح، رفاه و آزادی» هیچ نشانه ای از آشوب های اجتماعی برنمی تابد.

با این چشم انداز روشن، این سئوال وجود دارد که «شورش گرسنگان» که آقای علی سعیدی و برخی فرماندهان سپاه و بسیج (+) «جامعهء مدنی و حتی رهبری فردی خامنه ای را با آن تهدید می کنند» را چگونه باید تحلیل کرد؟

واقعیت این است که از کارناوال های عاشورائی سال 76 تا زورگیری و قمه کشی های ارازل و اوباش! سالها هست که در خدمت ماشین کودتا سازمان دهی شده اند و تهدید با این حربه – از سرناچاری- جزئی از آخرین حربه های ماشین سرکوب است. این تهدید نیز بخشی از "گروگان گیری" بختکی است که به جان مردم ایران افتاده و آخرین ترفندها و تلاش هایش را برای ادامهء حیات مافیائی رو می کند.

نکتهء جالب آن که خالی بودن این تهدید برای جامعهء مدنی  – حتی خامنه ای – نیز شناخته شده و با نامهء تاریخی دکتر محمد ملکی تحت عنوان «شک نکنید!» دست آویز قرار دادن این تهدید هم غیرممکن شده است.

نه اینکه افکار عمومی امکان وقوع «شورش گرسنگان» را غیر محتمل بداند. بلکه چنین اقداماتی را "دست ساز" فساد سیستمی حاکم می دانند و جناح حاکم را به عنوان "تولبد کننده" و "مجری" این ناترازی ها می شناسند!

مسئولین کودتا هنوز به هزاران سئوال درست بدنهء سپاه و بسیج جواب نداده می خواهند پشت حقه های کهنه شده پنهان شوند و باید به آنها یادآوری کرد که «قسمت اعظم اندامشان وقتی سر در برف کرده اند، نمایان است»!

Wednesday, December 5, 2012

وقتی "ناامیدی" های پروفسور پرویز کردوانی و "امیدواری" های باندهای مافیایِ فساد در «رفتار با محیط زیست» با هم تلاقی می کنند؛ چه باید کرد؟




خبرها و نظریات کارشناسی پروفسور کردوانی که بر اساس حداقل اصول شناخت علمی و قبول واقعیت مدیریت فشلِ جهل و فساد در جمهوری اسلامی ایران بیان می شوند. در بنگاه های خبر پراکنی فارس و سایت فرمانده زاکانی – جهان نیوز – امکان انتشار یافته اند. شادمانی از حمایت نظریات کردوانی در مرگ دریاچهء ارومیه آخرین آنها است: (بخوانیم)


*****
سبز باید بود!

واقعیت این است که نظریات پروفسور کردوانی با پذیرفتن شرایط محاطی "مدیریت باندهای مافیائی" می توانند صد در صد حامل های واقعی و پذیرفتنی در موضوعات مطرح شده باشند. ولی هر فرد عادی با تحصیلات دبیرستانی هم می تواند تشخیص بدهد که این نظریات مبتنی بر «واقعیت های صرفاً طبیعی نبوده» و در عرصهء عمل اجتماعی با حذف شرایط غیر طبیعیِ ناشی از مدیریت جهل و نادانی – فرضآنگی - باندهای مافیائی، امکان "انطباق" بر هم را نخواهند داشت.

واقعیتی که در نظریات پروفسور کردوانی موج می زند را در بیان روزمره تری هم می توان یافت. زلزله در آذربایجان!

زلزله در آذربایجان هم از نقطه نظر علمی کاملاً طبیعی و غیرقابل اجتناب بود و در یادداشت « واقع گرا باشیم! بااین دولت! سرکوب نهادهای مردمی امدادرسان! فلاکت وضعیت اقتصاد ملی!، امکان بازسازیخرابی های زلزله و تامین سرپناه برای زلزله زدگان قبل از فصل سرما، وجود ندارد.باید از امدادهای بین المللی استفاده کرد.» ادبیات دیگری از نظریه پردازی علمی – براساس واقعیت های موجود - ولی مشابه با نظریهء "مرگ دریاچهء ارومیه" و "مرگ تهران"، آورده شده است.

چیزی که می تواند مغفول مانده باشد؛ اما... این است که خوشحالی فرماندهی مافیای فساد از تلاقی نظریات علمی با آرزوهای آن باندها صرفاً تلاقی در نقطهء "مرگ" است. (شاید بوی کباب می آید؛ ولی دارند خر داغ می زنند!)

این یادداشت وظیفه دارد؛ ضمن صحه گذاشتن برنظریات پروفسور پرویز کردوانی و تاکید بر راهکارهای ممکن و مشترک، براساس دیدگاهی که در یادداشت «واقعگرا باشیم! ...» پیشنهاد شده است، جامعه مدنی و نهادهای مردمی را به اهمیت توجه به این نقاط تلاقی فرا بخواند و ضمن تاکید بر ضرورت درخواست کمک از سازمان های بین المللیِ محافظ محیط زیست در دهکدهء جهانی، «اهمیتِ تشکیل نهادهای خصوصی علمی، فنی و بویژه اجتماعی، را برای مدیریت بر اجرای پروژه های نجات ملی در موضوعاتی که جامعه ایرانی "دچار" آنها هستند؛ را بعنوان اولویت اول برای هرگونه اقدام اساسی "شبکه های اجتماعی سبز" معرفی نماید.»

نکتهء آخر اینکه پروفسور کردوانی هم این حق را دارند، که درفضائی که «سلامت روحی و روانی خودشان و اطرافیانشان از گزند مامورانِ "تیر خلاص" باندهای فسادِ حاکم در امان باشد»، بتوانند با تکمیل و بازپروری نظریه های علمی خود در این مهم یار و یاور نهادهای مردمی در کشور باشند!

نجات محیط زیست ایرانی از گزند "فرضآنگی" باندهای مافیای فساد امری لازم، مُقَدر و لابد است؛ یعنی اینکه انجام خواهد شد و حاکمان امروز ایران هم در خصوص همراهی با این فرایند و یا حذف از گردونهء تاریخ حق انتخاب خواهند داشت!  

15 آذر 1391

پی نوشت:
در خبرها آمده است که «باندهای مافیای حاکم به برداشت نمک کف دریاچهء ارومیه به منظور برداشت و تولید کیک زرد و برنامه های هسته ای خود شدیداً نیازمند هستند».
در این فرصت و برای تنویر افکار عمومی لازم است اضافه شود که «جهان متمدن به رهبران دروغ و تقیه در حکومت ایران اعتماد ندارند و اجازهء تکمیل پروژه به آنها داده نمی شود». ولی در صورتی که از نقطه نظر ملی و در توافق با سازمان های انرژی بین المللی و سازمان ملل قرار باشد، به برداشت نمک از دریاچهء ارومیه اهتمام شود. «طرح علمی و عملاً ممکن برای این برداشت – ضمن ادامهء حیات و شیرین کردن آب دریاچهء ارومیه وجود دارد.» و چنین پروژه ای نیاز به سلاخی اندیشمندان ایرانی و توطئه و ترفند ندارد!

Monday, December 3, 2012

نقدی بر اعتصاب غذا تا "مرزِ جان" و تاکیدی بر اهمیتِ هوشمندی در رهبریِ شبکه های اجتماعی - نسرین ستوده را آزاد کنید



درخواست دکتر محمد ملکی از نسرین ستوده:
هنوز زخم از دست دادن عزیزمان هدی صابر را بر بدن داریم به اعتصاب غذایت پایان بده (یکشنبه14 آبان 1391) 


اولین بارقه های عجز در سیاست ورزی در خصوص اعتصاب غذای "نسرین ستوده"، در نامهء سیصد فعال مدنی؟! ( + ) و در گزارهء « ما نیز به عنوان عضوی از اعضای جامعه ی دردمند و حق شناس به شما اعلام می کنیم؛ خانم ستوده، مهراوه خندان، دختر شما و عزیز ما، دفاع بی حد و مرز از او وظیفه ی معلوم ما. نزد شما متذکر می شویم که اجازه ندهیم کوچک ترین بی حرمتی به ساحت کودکانه مهراوه صورت پذیرد.» ظاهر شده! در ادامه تعداد متنابهی نامه های پرشور و همراه با شِکوه و قسم های تند وتیز برای راضی کردن این دختر ایرانی برای "زنده ماندن" فضای سیاست ورزی ایرانی را درنوردیده است.

حداقل در چندین مصاحبه با کانال های تلویزیونی شبکه های خبری مهم - نیز - موضوع درخواست برای پایان دادن به اعتصاب غذائی، که به شدت در حال آسیب زدن به "سلامتی نسرین" هست، تکرار شده و خواهد شد.

در جمعبندی از مسیری که "همه باهم" در این بیش از چهل روز همراه با نسرین طی کرده ایم؛ نشانه هائی از هوشمندی مشاهده نمی شود. جان نسرین هر روز بیشتر از دیروز در خطر است و با راهنمائی سیصد فعال اجتماعی، حاکمان فشار بر دختر نسرین را هم – محتمل – افزایش خواهند داد.

این قلم به نوبت خود در این خصوص و موضوع مطالبهء به حق نسرین ستوده آنچه بر عهده داشته و می توانسته انجام داده و در یادداشتی که اولین بار حدود 30 روز پیش نوشته شد، دیدگاه و همفکری خود را تقدیم "نسرین" و دوستان ایشان نموده ام.(اینجا بخوانید) و به عنوان "احدی" از جنبش سبز مردم ایران ادامهء اعتصاب غذای نسرین را از روزی که دکتر محمد ملکی از ایشان درخواست کرده اند به اعتصاب خود پایان بدهند، ( اینجا ) غیر ضرور می دانم.

واقعیت این است که آن مامور اطلاعاتی که حسبِ نقل از همسرِ محترم و زحمتکش نسرین، او را به ادامهء اعتصاب غذا تشویق و تهیج کرده و می کند؛ همهء ما را سرکار گذاشته و انرژی قابل توجهی را  - از جنبش سبز مردمِ آرزومند ایرانی - به خدمتِ اهداف ماشین سرکوب مافیای قدرت در ایران گرفته است.

با تمام احترام و علاقه ای که برای نسرین و خواستهء بر حق ایشان قائل هستیم. با توجه به سیاست هائی که "دلقک" های جناح حاکم در روزهای اخیر بر شیپورهای جهل و فلاکت آنها می نوازند. تمرکز بر اعتصاب غذای نسرین را، اگر در فقدان توجه به وظایف اصلی "جنبش سبز"  انجام شود، مفید نمی دانم. – حتی برای نسرین –

بر این اساس و ضمن تاکید مجدد بر موازین اعلام شده در یادداشتِ « اعتصاب غذا در زندان "تاکتیک" یا "استراتژی"» توجه دوستان و فعالین اجتماعی در ایران امروز را به این نکتهء اساسی جلب می کنم که:

«جناح حاکم با روشهائی که تخصص آن در حیطهء مهارت های محمد تقی مصباح یزدی و تشکیلات مصباحیه قرار دارد؛ سعی در پنهان کردن "فروپاشی"  در ساختار سیاسیِ حاکمان و پراکنده کردن افکار عمومی از توجه به موضوعات اساسی جنش را دارد! و در روزهائی آتی نیز در نظر دارند با تناقض گویی در خصوص پروندهء قتل "ستار بهشتی"، دمکرات شدن "احمدی نژاد"، جنگ زرگری بر روی موضوعاتی چون "ایرانی گری" و ایجاد شرایط ایذائی برای "زندانیان سیاسی" و میرحسین و شیخ کروبی در حصر، به اهداف "پنهانی" خودشان – که همان بازسازی سیستم پاشیده شدهء ساختار قدرت است – ادامه دهند!»

وظیفهء اول جنبش سبز در این شرایط توجه به ملزوماتِ شکل دادن به "افکار عمومی" برای رصد کردن اقدامات خلاف قوانین فعلاً موجود و جلوگیری از موثر بودنِ  "فریب و نیرنگ های" مافیای قدرت است! قدرت فاسدی که دیگر قادر به اعمال حاکمیت بر "بیت"های شخصی خودشان هم نیستند و «افکار عمومی خواهان استعفا و کناره گیری آنها از قدرت است»!(زجوع شود به نامهء دکتر محمد ملکی به آقای خامنه ای)

14 آذر ماه 1391

Friday, November 30, 2012

اعتصاب غذا در زندان «تاکتیک» یا « استراتژی»؟ آیا اعتصاب غذای نسرین به اهداف خود نرسیده است؟






به رضا خندان! و دوستداران نسرین ستوده!

رهبری "جنبش سبز مردم ایران" بر اصولی منطقی و استوار قرار گرفته است.

"خرد جمعی" فعالین سیاسی - که با اعتقاد خدشه ناپذیر به "مسالمت آمیز" بودنِ راه های تحقق "مطالباتِ" مردم ایران، این جنبش را هدایت می کند - وابسته به توانائی ها و کاستی های هیچ کسی نیست؛ و حتی مطابقِ نطر صریح میرحسین موسوی و مهدی کروبی صلاح نیست ابعاد جهانشمول "جنبش سبز مردم ایران" در محدودهء محدودیت ها و قابلیت های ایشان نگهداشته شوند!

در دهکدهء به شدت کوچک شدهء دنیای امروز راه های مشاوره و تصمیم سازیِ، که:

1-       قرار نیست در تقابل و ستیز با اصول غیر قابل تغییر طبیعت باشد؛
2-       مقرر است بر اساس علوم شناخته شده در جوامع بشری و متکی بر تجارب ملل دیگرباشد؛
3-       "خرد جمعی" معیار قابل قبول برای چهارچوب ساختاری آن بوده و این مهم مورد توافق پیشگامان جنبش هست؛
نباید به محدودیت های اعمال شده از جانب "رقیب" وابسته باشند.

درخصوص موضوع اعتصاب غذا و تجاربی که در این خصوص به دست آمده است، نیز قواعد بالا می تواند جاری باشد و موضوع مبارزه با تاکتیک اعتصاب غذا می تواند و باید بر اساس "کف" و "سقف" مطالباتِ فعالین، مدیریت گردد.

ما در شرایطی بسیار ویژه و با "چشم باز" باید بتوانیم سلامت و امنیت زندانیان سیاسی را مراقبت کرده، از هرگونه اعمال فشار غیرقانونی بر آنان جلوگیری کنیم و به همین دلیل است که پیشگامان و کادرهای مسئول شبکه های اجتماعی سبز مسئولیت هدایتِ اتخاذِ صحیحِ «تاکتیک ها» و چگونگی پیشبرد آنها در جهت «استراتژی» را بر عهده دارند.

رعایت این اصول مبارزاتی و تشدید مشارکت هرچه بیشتر فعالیت در ارتقاء سطح "خرد اجتماعی" هم اکنون موضوع روز جنش سبز است. برای اینکه رقیب دچار این توهم ابلهانه نشود که:

1-       با حصر وزندان کردن رهبران اجتماعی سبز می تواند "جنبش" را محدود نماید؛
2-       با عدم پاسخ گویی به خواسته های مبارزین می تواند آنها را وادار نماید به خودشان صدمه بزنند؛
لذا، لازم است در اتخاذ تاکتیک و رعایت اصول استراتژیک جنبش «قدرتِ "خرد جمعی" مبارزین به نمایش گذاشته شود».

در مورد اعتصاب غذای "بانو نسرین ستوده" نیز رعایت این اصول، موجب ارتقای سطح مشارکت در رهبری جنبش سبز بوده و می تواند به نمونهء قابل ذکر در این خصوص تبدیل گردد.

به نظر این قلم:
«اعتصاب غذای نسرین به همهء اهدافِ ممکن که می شد برای آن در نظر گفت رسیده و دنیا و مردم زحمتکش ایران به روشنی پیام نسرین را دریافت کرده و حکم محکومیت سیستم قضائی در ایران - به دلیل بی توجهی به خواسته های یک مادرِ دربند تا حدی که اعتصاب غذای اعتراضی ایشان حتی بتواند سلامتی این مادر را از بین ببرد - صادر کرده اند!»

قدم بعدی در این اعتصاب غذا «اعلام حقانیت بدست آمدهء نسرین با تاکید بر نامشروع بودنِ اقدامات سیستم قضائیِ حاکم و پایان دادن پیروزمند این اعتصاب است». 

پیشنهاد می شود ادامهء مسیر مبارزاتی نسرین به سمت استفاده از این "حقانیت" و "پیروزیِ" بدست آمده، حرکت نماید.

پایان اعتصاب غذائی که می تواند اساس سلامت نسرین را – مطابق دلخواه زندانبانان – با خطر روبرو نماید و گذر از این مرحله به مرحلهء بعدیِ اعلام مطالباتِ بیشتر، روش درست است.

رضا جان!  
همراهِ عزیزِ نسرین!

با این نوشته و اعلام اینکه «دنیا و مردم زحمتکش ایران پیام دادخواهی نسرین را شنیده اند!» و این انتقال آگاهی بزرگترین پیروزی ممکن برای دستیابی در این لحظه می باشد! از شما خواسته می شود از نسرین بخواهید به اعتصاب خود با پیروزی پایان داده، فاز جدید مبارزاتی در "بند" را که همانا «وحدت عمل و اعلام مواضع انسان دوستانهء ایشان و همبندی هایشان است»، را در مرکز توجه تحرکات بعدی قرار دهند.

سلامت نسرین برای ادامه مبارزه، "اصلی" است که نمی توان از آن چشم پوشید!

مشتاق! منتظر دریافت خبرِ رسیدن پیام به نسرین خواهیم بود! 

Thursday, November 29, 2012

مبارزه سیاسی با روش و سیاق فرزندان هاشمی رفسنجانی را می توان الگو قرار داد! - دلمهء هفت رنگ یعنی ثبت شادی و "خاطره" ای از دورهم بودن؛ بانوان دربند! نوش جانتان




عین مصاحبهء "ندای انقلاب" با محسن هاشمی را که در سایت خبری "مشرق" منتشر شده است را به دلیل اهمیت آن و ظرایفِ سیاست ورزی ایشان و فائزه و مهدی هاشمی در ذیل بخوانیم.

واقعیت این است که دوستان زندان دیده می دانند و وظیفه دارند به دیگر جوانان آرزومند ایرانی یاد بدهند که مبارزه در زندان فقط اعتصاب غذا و یا ایجاد درگیری با نگهبانان نیست.

گذر زمان و ساعتهای زندان بر عکس زندگی در آزادی عمل می کنند. منظور این است که در زندان ثانیه ها و دقیقه ها خیلی دیر می گذرند، گاهی هر ساعت به اندازهء یک قرن! ولی روزها و هفته ها خیلی سریع تمام می شوند و آدمِ زندانی گذر سال و ماه را از دست می دهد.

در خصوص چرایی این وضعیت بهترین توضیح در نوشته ای از دکتر فرانکل و کتاب «جستجوی معنی» آمده است. یکی از علت های این وضعیت به دلیل تکراری و اجباری بودن روزهای تحملِ زندان است و اینکه اتفاقات عادی ولی مهم در زندگیِ دورانِ زندان، حذف شده اند و گذر ماهها و سالها را از قابلیت اندازه گیری خارج می کند.

یکی از راههای مبارزه در زندان حفظ سلامت زندانی است. این حالت با  ایجاد اتفاقات به ظاهر ساده ولی "متفاوت" با لحظه های دیگر بدست می آید. به همین دلیل مبارزات صنفی زندانیان و بویژه زندانیان سیاسی – در زندان – به بزرگ داشت های هر آنچه با شرایط عادی در زندان فرق داشته باشد، تعلق دارد.

برگزاری مسابقات به صورت تورنمنت، بزرگداشت روزهای ملی، جشن های کوچک ولی با اهمیت چون تولد هم بند و یا تولد همسر و یا فرزندان که در خارج از زندان هستند. پخت وپز های دسته جمعی و... هزاران موضوع کوچک و بزرگ؛ ابزار های زندانی و زندانیان هستند؛ که می توانند "گذشت زمان در زندان" را برای حفظ سلامت روح و روانی زندانی و هم بندی هایش "مدیریت" کرده به تحمل زندان "معنی" دیگری – که معمولاً مطلوب زندانبانان هم نیستند – بدهند!

مصاحبهء با محسن هاشمی از این منظر بسیار آموزنده است؛ تقریباً همهء خبرهائی که بخصوص از خانواده های دیگر زندانیان سیاسی نقل شده است را تایید می کند و معلوم می شود که چرا؟ مسئولین زندان اوین «فائزه را در اوین موثر تر از فائزه در بیرون از زندان» تشخیص داده اند!

-          آمدن فائزه به اوین نشاط تازه ای به بقیهء زندانیان سیاسی زن داده است؛
-          فائزه روحیهء خوبی دارد و ورزش های جمعی در زندان راه انداخته؛
-          نامه 9 بانوی زندانی سیاسی در محکومیت شکنجه و قتل "ستار بهشتی"؛
-          نامهء 33 زندانی زن در اعتراض به بدرفتاری زندانبانان؛
-          اعتصاب غذای پیروز 9 زندانی زن و پایان این اعتصاب با اعلام پیروزی در رسیدن به خواسته ها؛
-          اعلام عدم تمایل فائزه برای رفتن به مرخصی – مطالبه نشده – وقتی بانوان دیگر زندانی بی دلیل از استفاده از مرخصی محروم هستند؛
-          و...
اما... مهمترین بخش مصاحبهء محسن هاشمی با ندای انقلاب بخشی است که در جواب خبرنگار ندای انقلاب در مورد مهدی می گوید: « مهدی هم حالش خوب است، به شما هم سلام مخصوص دارد».
مصاحبه را با هم بخوانیم:

محسن هاشمی:
محسن هاشمی می گوید: فائزه و در گفت و گو با من با خوشحالی گفت که امروز مسئول پخت غذا(دلمه هفت رنگ) هستم. مغازه ای برای تهیه اجناس مورد نظر در اینجا قرار دارد که تهیه مواد مورد نیاز را برایم سهل کرده است.
http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/9/9/242923_343.jpgبه گزارش مشرق به نقل از ندای انقلاب،  همچون روال گذشته که اخبار مربوط به خانواده هاشمی رفسنجانی قبل از اینکه در رسانه های داخلی منتشر شود سر از رسانه های ضد انقلاب در می آورد اینبار نیز برخی از این رسانه ها در خبری به نقل از فائزه هاشمی -دختر بزرگ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که نزدیک 2 ماه است در زندان به سر می برد- مدعی شدند که دختر  هاشمی از رفتن به مرخصی خودداری کرده که ما برای یافتن صحت و سقم این خبر با برادر بزرگ فائزه گفت وگوی تلفنی انجام دادیم که متن کامل آن به شرح زیر است:

 
آیاخوداری از رفتن به مرخصی از سوی فائزه هاشمی درست است و اگر این خبر صحت دارد، دلیل آن چیست؟

محسن هاشمی: در ملاقاتی که دیروز با خواهرم(فائزه) داشتم، شنیدم که به ایشان مرخصی داده اند اما فائزه قبول نکرده که دلیل این موضوع را از او جویا شدم که گفت پنجشنبه به بنده اطلاع دادند که با درخواست مرخصی شما موافقت شده اما من گفتم که تقاضای مرخصی نکردم و آنها گفتند که شاید ابوی(هاشمی رفسنجانی) تقاضای مرخصی کرده است. فائزه می گفت در قسمتی که من هستم ۲۰نفر دیگر هستند که 3 یا 4 سال در زندان هستند و از مرخصی استفاده نکرده اند بنابراین روم نمی شه که به مرخصی برم. فائزه به مسولان گفته که به هم بندی های او هم مرخصی بدهند تا او هم بتواند مرخصی برود

جای تشکر دارد که به ایشان (فائزه) مرخصی داده اند. اما فائزه از اینکه به هم بندی هایش مرخصی نداده اند ناراحت بود و گفت در صورت امکان به حاج آقا(اکبر هاشمی رفسنجانی) این موضوع را اطلاع دهیم تا شاید رفع شود و بقیه هم بندی های او هم بتوانند به مرخصی بروند.
 شرایط زندگی فائزه هاشمی در زندان چگونه است؟

محسن هاشمی: ایشان در شرایط خوبی بسر می برد و بسیار از این وضع راضی هست و گفت در جمعی که هستم روابط خوبی دارم و فرصت مطالعه برایم فراهم است و اجازه آشپزی هم به ما داده اند و فضای هواخوری بسیار خوبی داریم و به تازگی کتابی جهت ترجمه در دست دارم که خود را به آن مشغول کرده ام. فائزه و در گفت و گو با من با خوشحالی گفت که امروز مسئول پخت غذا(دلمه هفت رنگ) هستم. مغازه ای برای تهیه اجناس مورد نظر در اینجا قرار دارد که تهیه مواد مورد نیاز را برایم سهل کرده است.
 وضعیت مهدی هاشمی چگونه است؟

محسن هاشمی: مهدی هم حالش خوب است، به شما هم سلام مخصوص دارد، همین هفته حاج خانم(عفت مرعشی) به دیدارش رفتند و حالش خوب است، و دو روز پیش با حاج آقا تلفنی صحبت کرد.
نظر شما درباره مصاحبه منتشر شده از زبان مادرتان(عفت مرعشی) چیست؟

محسن هاشمی: این مصاحبه متعلق به 8 ماه گذشته است و دلیل اینکه به تازگی منتشر شده را نمیدانم. این کار از نظر بنده بسیار غیر حرفه ای و عجیب است، مصاحبه ای بعد از ۸ماه منتشر شود! و من خودم مخالف این مصاحبه ها هستم.